رفتن به بالا
  • چهارشنبه - ۲۹ آذر ۱۳۹۶
  • کد: ۸۹۸
  • چاپ خبر : آیا حذف کنکور به صلاح جامعه است؟
حذف کنکور
پرسشی به ظاهر ساده با پاسخی به ظاهر ساده‌تر

آیا حذف کنکور به صلاح جامعه است؟

اگر هدف، کاهش فشار و اضطراب رقابت است، آیا سوای راهکاری که برای گزینش دانشجو جایگزین کنکور خواهد شد، حذف آن باعث حذف انواع کلاس‌های متعدد فوق‌برنامه و آمادگی آزمون‌های ورودی مدارس خاص، کلاس‌های پرهزینۀ مؤسسات خصوصی برای امتحانات پایانی و نهایی و کلاً کاهش رقابت تحصیلی برای نمره یا آزمون‌های جدید ورود به دانشگاه […]

اگر هدف، کاهش فشار و اضطراب رقابت است، آیا سوای راهکاری که برای گزینش دانشجو جایگزین کنکور خواهد شد، حذف آن باعث حذف انواع کلاس‌های متعدد فوق‌برنامه و آمادگی آزمون‌های ورودی مدارس خاص، کلاس‌های پرهزینۀ مؤسسات خصوصی برای امتحانات پایانی و نهایی و کلاً کاهش رقابت تحصیلی برای نمره یا آزمون‌های جدید ورود به دانشگاه خواهد شد؟

با توجه به شرایط حاضر و ورود هرچه روزافزون بازار ناسالم این کلاس‌ها و آزمون‌ها به دورۀ ابتدایی و متوسطۀ اول، به نظر می‌رسد حذف کنکور نه‌تنها کمترین اثری روی حل این معضل آموزشی و اجتماعی نداشته باشد، بلکه با افزایش میزان تأثیر نمرات امتحان پایان ترم و نهایی بر پذیرش دانشگاهی، باعث تقویت و گسترش این بازار به شکل قابل‌ملاحظه‌ای در مقاطع پایین‌تر شود.

مسئلۀ دوم که به آن استناد می‌شود، مسئلۀ اضطراب کنکور و سنجیده‌شدن کل دانش و سواد علمی دانش‌آموزان در یک آزمون چهارساعته است که به هر دلیلی ممکن است فرد آن را از دست داده و یک سال از زندگی عقب بماند. اما باید دید ضرر چنین شرایطی که به ندرت رخ می‌دهد بیشتر است یا ضرر آزمون‌های مداوم و گزینش دانشگاهی که قرار است جایگزین کنکور شوند. سلامت و استاندارد طرح سؤال امتحانات هماهنگ، برگزاری سالم جلسات امتحان و تصحیح عادلانۀ اوراق امتحانی هم مسئله‌ای بسیار مهم است.

در سالیان اخیر، فقط آزمون نهایی سال سوم دبیرستان را داشته‌ایم، اما با اخباری که به صورت رسمی و غیررسمی از فروش سؤالات، تقلب در جلسات، گاه دست بردن در برگه‌های امتحانی یا اعمال نفوذ برای ثبت نمرۀ بالاتر به جامعه می‌رسد، واقعاً نمی‌توان به سلامت این شیوه امید چندانی داشت. به ویژه که در رویۀ جدید، افزایش تعداد این آزمون‌ها ناگزیر خواهد بود. افزایش تعداد آزمون‌ها و حوزه‌های امتحانی در کنار حاکمیت روابط بر انتخاب برگزارکنندگان امتحانات نهایی و عدم هزینه‌کرد کافی برای کیفیت جلسات از نظر تعداد مراقب و دستمزد مصحح، قطعاً تأثیر مستقیم بر کیفیت و میزان واقعی بودن نمرات خواهد داشت.

آیا افراد یا جریان‌هایی به دنبال پاک‌سازی تک‌تک فضاهای رشد، از مخالفان و منتقدان شرایط موجود هستند و چنان که دست منتقدان را از استخدام‌ها، هیأت علمی دانشگاه، بعضاً دورۀ دکترای رشته‌های علوم انسانی و حتی بعضی رشته‌های دیگر، صندلی مجلس و شورای شهر و… کوتاه کرده‌اند، قصد دارند از صندلی‌های دانشجوییِ دانشگاه هم دست مردم را کوتاه کنند؟

بُعد دیگر ماجرا، گزینش دانشجو توسط دانشگاه‌هایی است که خود از نبود ساختار دموکراتیک و مناسب در جذب هیأت علمی، انتخاب مدیرگروه، رییس دانشکده و رییس دانشگاه رنج می‌برند. استخدام و انتصاب سلیقه‌ای اساتید بر کرسی‌های آموزشی، پژوهشی و مدیریتی دانشگاه، عدم شایسته‌سالاری و پاسخگو نبودن به مجموعۀ زیردست باعث شده به مرور با بازنشسته‌شدن نسل باتجربه‌تر اساتید و جذب و انتصابات جدید، دانشگاه‌ها دچار بحران مدیریت، سواد و رشد عجیب فساد علمی شود. این مسئله چنان گریبان‌گیر دانشگاه شده است که آوازۀ خرید و فروش مقالات و پایان‌نامه‌ها، قبولی‌های غیرقابل دفاع و بورسیه‌های غیرقانونی برخی افراد در دورۀ دکترای تخصصی به نشریات مشهور بین‌المللی، صحن مجلس و دادگاه‌ها هم کشیده شده است. حضور هرچه پررنگ‌تر این افراد و این ساختار در دانشگاه، عملاً این فضا را از یک فضای علمی به یک فضای سیاسی، عقیدتی و رانتی تبدیل می‌کند که در آیندۀ نزدیک عواقب آن گریبان‌گیر جامعه نیز خواهد شد.

همچنین اخراج، ستاره‌دار شدن و محرومیت تحصیلی دانشجویان فعال سیاسی، صنفی یا مدنی، یا دانشجویانی با عقاید دینی متفاوت از عقاید مطبوع دولت‌ها و نظام آموزشی که توسط همان دانشگاه‌ها، شناسایی و محروم می‌شوند، تردید ما را برای اطمینان به این نهاد تشدید کرده است. آیا چنین دانشگاهی صلاحیت و توان گزینش علمی دانشجویان کارشناسی را دارد؟ آیا می‌توان امیدوار بود که در کنار جذب دانش‌آموزان شایسته از نظر علمی، کسی به خاطر تفاوت‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و… حذف نشود؟

همۀ ما خوب می‌دانیم چنین ساختاری در جذب و استخدام نیروهای دولتی تا کنون چه کرده است و هیچ دلیلی ندارد که در دانشگاه‌ها همان سازوکار نتیجۀ متفاوتی بدهد. خروجی این ساختار پرونده‌های عظیم و متعدد فساد مالی، مدیریت بی‌برنامه در کشور و مواجهه با بحران‌های متعدد زیست‌محیطی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. با چنین اوصافی باید پرسید حذف کنکور دقیقاً با چه هدفی قرار است رخ دهد؟!

اکنون سؤال دلسوزان آموزش کشور این است که آیا نشر اخبار درآمدهای نجومی معلمان خاص کنکور که تعداد بسیار کمی از جامعۀ یک میلیونی معلمان هستند و تکرار مداوم گردش مالی مؤسسات کنکوری که گفته می‌شود زدوبندهای محکمی با ساختار رسمی آموزش و قانونگذاری دارند، واقعاً برای کمک به کاهش اضطراب و افزایش شایسته‌سالاری بوده یا عملی حساب‌شده و گامی در جهت آماده‌سازی فضای فکری جامعه برای تغییرات اساسی در ورود دانش‌آموزان به دانشگاه‌ها است؟ آیا افراد یا جریان‌هایی به دنبال پاک‌سازی تک‌تک فضاهای رشد، از مخالفان و منتقدان شرایط موجود هستند و چنان که دست منتقدان را از استخدام‌ها، هیأت علمی دانشگاه، بعضاً دورۀ دکترای رشته‌های علوم انسانی و حتی بعضی رشته‌های دیگر، صندلی مجلس و شورای شهر و… کوتاه کرده‌اند، قصد دارند از صندلی‌های دانشجوییِ دانشگاه هم دست مردم را کوتاه کنند؟

| سمیه شهریسوند، فعال صنفی معلمان |


 

مطالب مرتبط


ارسال دیدگاه