رفتن به بالا
  • شنبه - ۲۹ مهر ۱۳۹۶
  • کد: ۶۹۸
  • چاپ خبر : زنگ خشونت
خودکشی دانش‌آموزی
بررسی علل بروز رفتارهای پرخطر کودکان و نوجوانان

زنگ خشونت

| آسو محمدی | مشکل نه مداد است، نه پاک‌کن، نه نداشتن کیف است و نه داشتن کفش‌های پاره. حکایت خشونت است و پرخاشگری؛ معضلاتی که والدین و مدیران مدارس و به‌ویژه مدارس پسرانه با آن روبرو هستند. خشونت‌هایی که گاه در بین دانش‌آموزان در سطح کلامی و فیزیکی رخ می‌دهد و گاه حتی خود […]

| آسو محمدی |

مشکل نه مداد است، نه پاک‌کن، نه نداشتن کیف است و نه داشتن کفش‌های پاره. حکایت خشونت است و پرخاشگری؛ معضلاتی که والدین و مدیران مدارس و به‌ویژه مدارس پسرانه با آن روبرو هستند. خشونت‌هایی که گاه در بین دانش‌آموزان در سطح کلامی و فیزیکی رخ می‌دهد و گاه حتی خود را به حلقۀ ‏دار می‌سپارند یا از طبقۀ پنجم ساختمانی خود را رها می‌کنند؛ گاه این کودک یا نوجوان در میان صدا و هیاهوی همکلاسی‌هایش در مدرسه، به زندگی خود پایان می‌دهد. اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود چراکه در سال‌های اخیر خشونت تنها از سوی دانش‌آموزان رخ نمی‌دهد؛ همین هفتۀ پیش بود که سیلی ناظم مدرسه پردۀ گوش دانش‌آموزی را در شهرستان شوش پاره کرد.

در این میان، واکاوی و آسیب‌شناسی مسئلۀ خشونت و خودکشی در میان دانش‌آموزان و ارتباط آن با محیط‏ خانواده و مدرسه در ابعاد گسترده‌ای قابل بررسی است. رفتارهای نامناسب برخی مسئولان مدرسه، کم‌‏توجهی‏ وزارت آموزش و پرورش در حدأقل یک دهۀ اخیر در برنامه‌ریزی آموزشی با توجه به شکاف قابل توجه نسل‌ها، سهل‌انگاری بعضی از خانواده‌ها، تأثیر فضا و شبکه‌های مجازی و بازی‌های رایانه‌ای همه در به‌وجود آمدن این وضعیت سهم خاص خود را داشته‌اند. موضوعی که جعفر ابراهیمی، معلم و فعال صنفی در این‌باره به «ابتکار» می‌گوید: «دانش‌آموزان باید از حمایت‌های عاطفی و اجتماعی گسترده برخوردار باشند. در مقطع ابتدایی در کنار معلم باید مشاور، مدیر و معاونانی وجود داشته باشند تا بحث بهداشت جسمی و روانی دانش‌آموزان را مورد ارزیابی قرار دهند. با این توضیح که در مقاطعی دانش‌آموزان وارد سنین بلوغ شده‌اند و نیاز بیشتری به مشاوره‌های روانی دارند.»

مروری بر مسئلۀ خشونت دانش‌آموزان

شاید بدترین وجه خشونت را بتوان در خودکشی معنا کرد. مسئله‌ای که دو سال پیش آموزش و پرورش و خانواده‌ها را به چالش کشید، خشونت‏ ناشی از خودکشی‌های پی‌درپی دانش‌آموزان ۱۱ تا ۱۸ ساله بود. براساس آمارهای اعلام شده از سوی نیروی انتظامی در سال ۹۴، از ۱۳ خودکشی رخ داده، چهار خودکشی در تهران، دو خودکشی در ارومیه و دو مورد در یزد و مابقی خودکشی‌ها در لرستان، مازندران، خراسان جنوبی، خراسان شمالی و کرمانشاه رخ داده است. آماری که نشان می‌دهد این مسئله در سطح ملی مطرح است و در جای‌جای کشورمان ردپایی از آن را می‌توان یافت. در این میان، علت شش خودکشی را افت تحصیلی، عدم قبولی در امتحانات یا کنکور و احضار والدین به مدرسه عنوان کرده‌اند، علت سه مورد از این خودکشی‌ها هم سرزنش والدین، خستگی از شرایط زندگی و دیدن فیلم با موضوع خودکشی بوده است. همان زمان بود که برخی متهم ردیف اول را در این اتفاق وزارت آموزش و پرورش اعلام کردند که البته واکنش وزارت آموزش و پرورش را هم به دنبال داشت. علی زرافشان، معاون متوسطه وزارت آموزش و پرورش در توضیحی برای رسانه‌ها نوشت: «در بررسی‌های انجام شده به جز یک مورد، انگیزه‌ها هیچ ارتباطی به مسائل آموزش و پرورش نداشت و در محیط مدرسه هم اتفاق نیفتاد و بیشتر خانوادگی بود». البته اظهارات این مقام مسئول در حالی مطرح شد که پیش از این، علل خودکشی‌های دانش‌آموزان در برخی موارد اضطراب ناشی از مدرسه، افت تحصیلی و ناکامی در درس یا هراس از مورد بازخواست قرار‌گرفتن از سوی والدین عنوان شده بود که البته در مواردی وزارت آموزش و پرورش آن اخبار را رد و تکذیب کرد.

دانش‌آموزان باید از حمایت‌های عاطفی و اجتماعی گسترده برخوردار باشند. در مقطع ابتدایی در کنار معلم باید مشاور، مدیر و معاونانی وجود داشته باشند تا بحث بهداشت جسمی و روانی دانش‌آموزان را مورد ارزیابی قرار دهند. با این توضیح که در مقاطعی دانش‌آموزان وارد سنین بلوغ شده‌اند و نیاز بیشتری به مشاوره‌های روانی دارند.

اما نکته‌ای که نباید فراموش کرد این است که در چنین وضعیتی نمی‌توان فقط نظام آموزشی را مقصر دانست زیرا آنطور که کارشناسان این حوزه معتقدند مؤلفه‌های بسیاری در بالارفتن خشونت در میان دانش‌آموزان نقش دارند. با این توضیح که بسیاری از والدین در سال‌های اخیر از اسارت فرزندان در چنگال تکنولوژی گلایه دارند. در واقع، این معضلی است که والدین نسل‌های گذشته، هرگز به اندازۀ والدین فعلی به آن فکر نمی‌کردند. ارتباط بچه‌ها با تلویزیون، سی‌دی‌های متنوع فیلم و کارتون، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، اثرات مختلفی را بر روان آن‌ها می‌گذارد، از این حیث پای خیلی نهادها به این قضیه وارد می‌شود. به اعتقاد ابراهیمی، «خشونت در میان دانش‌آموزان را نباید از این موضوع جدا کرد که آن‌ها در معرض هر نوع تجربه قرار دارند بنابراین والدین و نهادهای مرتبط با حوزۀ مدرسه باید در این زمینه حساسیت بیشتری داشته باشند. به عنوان مثال، مواردی هم‌چون دیدن صحنه‌های خودکشی بزرگسالان و بازی‌های رایانه‌ای باعث می‌شود که دانش‌آموزان در سنی که قدرت تجزیه و تحلیل ندارند به تقلید بپردازند و دست به خشونت‌های جبران‌ناپذیری بزنند. برنامه‌ها و فیلم‌های تلویزیونی که خشونت را بازتولید می‌کنند همگی باعث می‌شوند که دانش‌آموزان به خودشان آسیب بزنند. ضمن اینکه خانواده باید درک درستی از نیازهای دانش‌آموزان داشته باشد و بتواند نیازهایش را از طریق مشاوره و روانشناس و مراجعه به پزشک رفع بکند.»

این فعال صنفی، خشونت و خودکشی را متأثر از وضعیت نامناسب برخی خانواده‌ها از نظر معیشتی می‌داند و می‌گوید: «وقتی در مورد کودکان می‌بینم که سن خودکشی به زیر ۱۵سال رسیده، به نظر می‌رسد که این شرایط ناشی از سرخوردگی و یأسی است که کودکان در آن زندگی می‌کنند یا تنش‌ها و چالش‌هایی که با آن درگیرند؛ محیط خانه و مدرسه و گروه همسالان از جملۀ این موارد هستند.»

ابراهیمی در پاسخ به این سؤال که برای کاهش این آسیب اجتماعی چه باید کرد، می‌گوید: «در این مقطع که دانش‌آموزان وارد سن بلوغ می‌شوند نیاز بیشتری به مشاوره‌های روانی دارند. برای پاسخگویی به سؤال‌ها و ابهام‌های این دوره از زندگی، نیاز است که روانشناسان و مددکاران اجتماعی در مدرسه حضور داشته باشند که امروزه در کشور ما و در مدارس در مقطع متوسطۀ دوم بخش مشاوره حذف شده است. به نظر می‌رسد با توجه به سیاست‌گذارهای آموزشی فعلی، دانش‌آموزان نیازی به مشاوره ندارند. آمار آسیب‌های اجتماعی در مدرسه در سال‌های اخیر حاکی از این است که مسائل دانش‌آموزان بسیار مهم است و آموزش و پرورش باید در این زمینه به صورت جدی وارد شود که به دلیل تعدیل نیرو و هزینه‌بر بودن آن، برنامۀ مشخص و عمل‌گرایی در این وزارتخانه وجود ندارد و خروجی آن اخبار ناگواری است که هر روز به شنیدن‌شان عادت کرده‌ایم.»

نگاه به زیربناهای کلان اقتصادی، سیاسی و اجتماعی

اما مسئله به سیاست‌گذاری ختم نمی‌شود. حسام حسین‌زاده، فعال حوزۀ آموزش از دیدگاه دیگری به این قضیه نگریسته و ساختارهای اقتصادی و اجتماعی را در رأس موضوع قرار می‌دهد و به «ابتکار» می‌گوید: «باید نگاهی کلی‌تر به ماجرا داشته باشیم، اساساً آسیب‌های اجتماعی را نمی‌شود به شکل جزئی تبیین کرد چراکه باید دنبال منطق و زمینۀ کلی باشیم که منجر به بروز این رفتار در دانش‌آموزان شده است. نمی‌توان خشونت‌ها و در رأس آن خودکشی‌های دانش‌آموزی را جدای از وضعیت اجتماعی ایران تحلیل کرد.»

نسلی که امروز در مدرسه حضور دارد، سبک زندگی و جهان‌بینی خودش را دارد. جامعه – شما بخوانید بزرگسالان – این وضعیت را به رسمیت نمی‌شناسد. می‌ترسد که این تغییر سبک زندگی علقه‌های پیشین‌اش را دود کند و به هوا بفرستد. البته این ترس واقعی است، اما نکته اینجاست که هیچ امکانی برای جلوگیری از آن نیست.

البته او مسائل فرهنگی و اجتماعی را نیز بی‌تأثیر نمی‌داند و توضیح می‌دهد: «نسلی که امروز در مدرسه حضور دارد، سبک زندگی و جهان‌بینی خودش را دارد. جامعه – شما بخوانید بزرگسالان – این وضعیت را به رسمیت نمی‌شناسد. می‌ترسد که این تغییر سبک زندگی علقه‌های پیشین‌اش را دود کند و به هوا بفرستد. البته این ترس واقعی است، اما نکته اینجاست که هیچ امکانی برای جلوگیری از آن نیست. یعنی منطق «جامعه» در معنای دقیق آن این را به ما می‌گوید که اگر سبک زندگی خاصی دارد در میان دانش‌آموزان فراگیر می‌شود نمی‌توان با سرکوب و انکار آن را از میدان بیرون راند. اتفاقاً پرخاشگرانه‌تر خود را نشان می‌دهد و در لایه‌های پنهان به خود فعلیت می‌بخشد. نگاهی به آمارهای رفتارهای اصطلاحاً پرخطر در میان دانش‌آموزان اگر بیاندازیم متوجه این ماجرا می‌شویم.» این فعال آموزشی معتقد است «تا زمانی که زیربناهای کلان اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تغییر نکند، وضع به همین منوال خواهد بود، این تضادها بی‌پایان است چراکه منشاء آن‌ها در جای دیگری است؛ در عمیق‌ترین لایه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی.»

با همۀ این‌ها آنچه آمار و ارقام نشان می‌دهد نیازمند حرکت جدی مسئولان و نهادهای مختلفی است که پایشان در مسئلۀ افزایش خشونت در میان دانش‌آموزان گیر است و تا الان فکری برای آن نکرده‌اند. شاید منتظرند خدایی نکرده خبر جدید دیگری در این زمینه بشنوند تا پروندۀ خشونت و خودکشی دانش‌آموزان را از زیر خروارها خاک بیرون بکشند.


 

مطالب مرتبط


ارسال دیدگاه