رفتن به بالا
  • دوشنبه - ۲۰ شهریور ۱۳۹۶
  • کد: ۵۳۵
  • چاپ خبر : پارادوکس کارورزی
پارادوکس کارورزی
خوب برای اقتصاد، بد برای کارگران، هولناک برای دانشجویان

پارادوکس کارورزی

| درک تامپسون | آیا اکثر قریب به اتفاق کارورزی‌های بی‌مزد غیرقانونی هستند؟ تعداد قابل‌توجه پرونده‌هایی در سال گذشته که در آن‌ها کارورزان بی‌مزد از شرکت‌های بزرگ رسانه‌ای شاکی بوده و خواهان حدأقل دستمزد هستند، شاید پاسخ این پرسش باشد. در نخستین پرونده از این موارد، شرکت تولیدی چارلی رُز[۱] پذیرفت که دستمزد ۱۱۰ دلار […]

| درک تامپسون |

آیا اکثر قریب به اتفاق کارورزی‌های بی‌مزد غیرقانونی هستند؟ تعداد قابل‌توجه پرونده‌هایی در سال گذشته که در آن‌ها کارورزان بی‌مزد از شرکت‌های بزرگ رسانه‌ای شاکی بوده و خواهان حدأقل دستمزد هستند، شاید پاسخ این پرسش باشد. در نخستین پرونده از این موارد، شرکت تولیدی چارلی رُز[۱] پذیرفت که دستمزد ۱۱۰ دلار در هفته را برای نزدیک به ۲۰۰ کارورز سابق خود بپردازد.

اخلاق کارورزی همانقدر تاریک است که اقتصادش روشن. صدها هزار نفر از جوانان – و افراد نه‌چندان جوان – امریکایی مایلند بدون دریافت دستمزد کار کنند و به جایش تجربۀ حضور در فعالیت روزانۀ یک شرکت را کسب کنند. مطمئنم از فهمیدن این شوکه خواهید شد که برخی کسب‌وکارها کارگران جوان را با دستمزد صفر دلار در ساعت به کار می‌گیرند.

شاید باید درست همین‌جا را مبداء تحلیل خود قرار دهیم – در واقع، برخی افراد [این کار را] می‌کنند – اخلاق کارورزی به اندازۀ بهانۀ همیشگی‌اش جالب نیست، «… اما ما می‌توانیم به شما تجربه بپردازیم!» قانونی در این کشور وجود دارد که می‌گوید کارورزی باید نوعی آموزش را شبیه‌سازی کند و کارورزان نباید به جای کارمندان مزدی به کار گرفته شوند، و یا جزئی از «سود فوری[۲]» کارفرما باشند. اگر تا کنون کارورزی کرده باشید، می‌دانید که نادیده گرفتن این قانون چقدر معمول است.

کارورزیِ بی‌‌مزد: خوب برای دانشجویان پردرآمد، اما بد برای دانشجویان کم‌درآمد؛ خوب برای اقتصاد، اما بد برای کارگران؛ خوب برای تحرک زودهنگام کار، اما بد برای برابری اجتماعی؛ و غیرقانونی، اما به طور گسترده‌ای پذیرفته‌شده، بنابراین عملاً قانونی.

سال گذشته، ما میزبان بحثی در مورد اخلاق و اقتصاد کارورزی بودیم، نتیجه‌گیری ما از آن جدل‌ها پیش‌پاافتاده بود: این [مسئله] پیچیده است!

آیا درست است که کارورزی تجارب بی‌ارزشی را ارائه می‌کند که می‌تواند از آموزش دانشگاهی هم بدتر باشد؟ بله.

آیا درست است که کارورزی مزایایی برای دانشجویان پردرآمد که می‌توانند به شکل رایگان کار کنند ارائه می‌دهد و به طور ضمنی این فرصت‌ها را از جوانان کم‌درآمد می‌گیرد؟ بله.

آیا درست است که زندگی ناعادلانه است و افراد کم‌درآمد به شکل کاملاً قانونی از همۀ انواع فرصت‌های آموزشی، همچون معلم و مدارس خصوصی گران، محروم شده‌اند؟ بله.

آیا درست است که کارورزان همان کارهای کارگران کم‌درآمد را انجام می‌دهند؟ بله.

آیا درست است که وزارت کار قدرت اجرای قوانینی را دارد که صدها هزار کارورزیِ بی‌‌مزد را غیرقانونی می‌دانند چراکه کارورز همان کار کارگر کم‌درآمد را انجام می‌دهد؟ بله.

آیا درست است که اگر وزارت کار این کارورزی‌ها را متوقف کند و شرکت‌ها را مجبور به پرداخت حدأقل دستمزد کند، کارآموزی‌های بی‌مزد کمتری وجود خواهد داشت و دانشجویان از تجارب بی‌ارزش، و چنان که گفتیم گاهی بدتر از آموزش دانشگاهی، نجات خواهند یافت؟ بله.

بنابراین، همانطور که می‌بینید، پاسخ بسیار ساده است. کارورزیِ بی‌مزد: خوب برای دانشجویان پردرآمد، اما بد برای دانشجویان کم‌درآمد؛ خوب برای اقتصاد، اما بد برای کارگران؛ خوب برای تحرک زودهنگام کار، اما بد برای برابری اجتماعی؛ و غیرقانونی، اما به طور گسترده‌ای پذیرفته‌شده، بنابراین عملاً قانونی.

امیدوارم جدال طبقاتیِ بعدی منجر به محاکمه در دادگاه شود. قاضی‌ای می‌ستانیم که بتواند این وضعیت را سامان دهد.

| ترجمۀ حسام حسین‌زاده |


پی‌نوشت‌ها:

[۱] Charlie Rose
[۲] immediate benefit

 

مطالب مرتبط


ارسال دیدگاه